تبليغاتX
سایه مینا
عشق آن نيست كه دو نفر به هم نگاه كنند ، عشق آن است كه دو نفر به يك نقطه نگاه كنند



ياد گرفتم
ياد گرفتم که : 1. با احمق بحث نکنم و بگذارم در دنياي احمقانه خويش خوشبخت زندگي کند. 2. با وقيح جدل نکنم چون چيزي براي از دست دادن ندارد و روحم را تباه مي کند . 3. از حسود دوري کنم چون حتي اگر دنيا را هم به او تقديم کنم باز هم از من بيزار خواهد بود . 4. تنهايي را به بودن در جمعي که به آن تعلق ندارم ترجيح دهم.

| +| نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 23:28 توسط احمدرضا مینا |


دوستی چیست ؟
دوستی چیست ؟ دوستی علف هرزه نباشد که بریزیم در جام شراب دوستی خنده اجباری نیست , دوستی رقص صنوبرها نیست دوستی اشک یتیمی است که از ریشه ی جان می آید دوستی عشق , صفا , ایمان است کاش می دانستی و می فهمیدی و به گوش همگان می گفتی دوستی عشق خیابانی نیست .

| +| نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387 و ساعت 0:21 توسط احمدرضا مینا |


کودکي پا برهنه
کودکي با پاهاي برهنه بر روي برفها ايستاده بود و به ويترين فروشگاهي نگاه مي کرد زني در حال عبور او را ديد . او را به داخل فروشگاه برد و برايش لباس و کفش خريد و گفت: مواظب خودت باش کودک پرسيد: ببخشيد خانم شما خدا هستيد؟ زن لبخند زد و پاسخ داد: نه من فقط يکي از بنده هاي خدا هستم کودک گفت:مي دانستم با او نسبت داريد

| +| نوشته شده در شنبه دهم آذر 1386 و ساعت 23:58 توسط احمدرضا مینا |


عشق چيست؟
به کودکي گفتند : عشق چيست؟ گفت : بازي.

 به نوجواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : رفيق بازي.

به جواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : پول و ثروت.

به پيرمردي گفتند : عشق چيست؟ گفت : عمر.

به عاشقي گفتند : عشق چيست؟ چيزي نگفت.آهي کشيد و سخت گريست...


| +| نوشته شده در پنجشنبه هشتم آذر 1386 و ساعت 23:37 توسط احمدرضا مینا |


شریعتی انسانها را به چهار دسته عمده تقسیم کرده است
شریعتی انسانها را به چهار دسته عمده تقسیم کرده است


  • آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم نیستند
( عمده آدمها . حضورشان مبتنی به فیزیک است . تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم میشوند . بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند)
  • آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هم نیستند
( مردگانی متحرک در جهان . خود فروختگانی که هویتشان را به ازای چیزی فانی واگذاشته اند . بی شخصیت اند و بی اعتبار . هرگز به چشم نمی آیند . مرده و زنده اشان یکی است.)
  • آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم هستند
( آدمهای معتبر و با شخصیت . کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می گذارند . کسانی که هماره به خاطر ما می مانند . دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم .)
  • آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هم هستند
( شگفت انگیز ترین آدمها . در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه اند که ما نمیتوانیم حضورشان را دریابیم . اما وقتی که از پیش ما میروند نرم نرم آهسته آهسته درک میکنیم . باز می شناسیم . می فهمیم که آنان چه بودند . چه می گفتند و چه می خواستند . ما همیشه عاشق این آدمها هستیم . هزار حرف داریم برایشان . اما وقتی در برابرشان قرار می گیریم . قفل بر زبانمان می زنند . اختیار از ما سلب میشود . سکوت می کنیم و غرقه در حضور آنان مست می شویم . و درست در زمانی که می روند یادمان می آید که چه حرفها داشتیم و نگفتیم . شاید تعداد اینها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.)

| +| نوشته شده در جمعه دوم آذر 1386 و ساعت 16:21 توسط احمدرضا مینا |